سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
گناهى که تو را زشت نماید نزد خدا بهتر است از کار نیکى که پسندت آید . [نهج البلاغه]
 
جمعه 90 مهر 8 , ساعت 5:59 صبح

دستانش را رها کرد و پایین آمد. هنوز جمعیت بر پا بود.

به سمت نفر اول رفت. گفت: برخیز و با او بیعت کن. برخاست و بیعت کرد.

نفر دوم..

سوم..

تا نُه نفر

و بعد بزرگان مهاجرین و انصار

همه بیعت کردند.

دومی بلند شد و گفت: مبارک باشد پسر ابو طالب! مولای همه مومنان شدی!

بیعتشان که تمام شد یک گوشه جمع شدند. (آغاز توطئه اینجا بود نه سقیفه!)

گفتند: اگر اتفاقی برای محمد بیافتد، اختیار علی از دستش خارج می‌شود و نمی گذاریم این مقام دست علی بیفتد. 

این را همان کسانی گفتند که به پیامبر می‌گفتند:

کسی را انتخاب کردی که خدا، خودت و ما همه او را بیشتر از همه دوست داریم.

با این انتخاب، خیالمان از هر ستمکار و سیاست‌بازی راحت شد.

ولی خدا بهتر از هرکسی می‌دانست که چه نقشه شومی در سر دارند. پیامبر را با خبر کرد:

و من الناس من یقول آمنا بلله: بعضی از مردم می‌گویند به خدا ایمان آورده‌ایم. همان خدایی که به تو دستور داد علی را امام و سیاستمدار کنی.

و ما هم بمؤمنین: در حالی که نه تنها به این حرفی که میزنند هیچ اعتقادی ندارند، بلکه توطئه کرده‌اند که تو و علی را از بین ببرند و وقتی برایت اتفاقی افتاد، از زیر بار ولایت علی شانه خالی کنند.

(از اینجا دلیل تأکید‌های مکرر پیامبر نسبت به ولایت امام علی پس از روز غدیر مشخص می‌شود.)

پیامبر فراخواندشان و با آنها برخورد کرد.

شروع کردند به قسم خوردن و بهانه آوردن.

اولی گفت: ای رسول خدا! به خدا به هیچ چیز به اندازه این بیعت اهمیت نداده‌ام. تا حدی که امید دارم خدا به خاطر این بیعت در قصرهای بهشت را برایم بگشاید و مرا از بهترین ساکنان بهشت گرداند.

دومی گفت: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدایت. به خدا با این بیعت، مطمئن شدم که به بهشت می‌روم و از عذاب جهنم نجات پیدا می‌کنم. به خدا اگر این بیعت را بشکنم حتی اگر از زمین تا آسمان مروارید و جواهر داشته باشم، خوشحال نمی‌شوم. 

سومی گفت: ای رسول خدا! آنقدر از این بیعت خوشحال شدم که یقین پیدا کردم که اگر به اندازه تمام مردم زمین گناه داشتم، همة آنها بخشیده شده است.

تک تک توطئه‌گران همینطور عذر آوردند و قسم خورند.

ولی خداوند به پیامبر وحی فرمود:

یخادعون الله: با دروغ گفتن، رسول خدا را فریب می‌دهند.

و الذین آمنوا: علی را نیز...

و ما یخدعون الا انفسهم: ولی با این فریب فقط به خودشان ضرر می‌زنند. زیرا خدا به آنها نیازی ندارد. و اگر نمی‌خواست به آنها مهلت دهد، هرگز موفق به هیچ یک از این ظلم و ستم‌ها نمی‌شدند.

و ما یشعرون: غافل از این که خدا پیامبر را از توطئه آنها با خبر کرده و به او دستور داده که آنها را به عنوان ستمکاران پیمان شکن نفرین کند. نفرینی همیشگی بر زبان برگزیدگان خدا و بدترین عذاب در قیامت.

ادامه دارد... 

---------------------

تفسیر امام موسی کاظم از آیات 8 و 9 سوره بقره (ر.ک: تفسیر البرهان)



لیست کل یادداشت های این وبلاگ